اعتراض سیدمجید بنی فاطمه به فیلم رستاخیز

 سید مجید بنی فاطمه، از مداحان مشهور کشور در یادداشتی نسبت به فیلم «رستاخیز» ساخته احمدرضا درویش که درباره عاشوراست واکنش نشان داد. این یادداشت به شرح زیر است: 


بسم الله الرحمن الرحیم

یارب الحسین (ع)، بحق الحسین(ع)، ، اشف صدر الحسین(ع)، به ظهور الحجه (عج(
یا رب الحجه (عج)، بحق الحجه (عج)، اشف صدر الحجه (عج)، به ظهور الحجه (عج)

گاهی سکوت جایز نیست... به همین دلیل برخود لازم دیدم در واکنش به ساخت و اکران فیلم «رستاخیز» در جشنواره 32 فجر نکاتی را یادآور شوم.

اگرچه پیش از این سابقه خوبی از آقای احمدرضا درویش در سینمای دفاع مقدس کشورمان در ذهن داریم و او را با فیلم های خوبش در این حوزه می شناسیم اما ماجرای کربلا و واقعه عاشورا جای تعارف و رودرواسی نیست. به همین دلیل بعد از اکران و تحسین ِ تاسف انگیز فیلم «رستاخیز» در جشنواره فجر تصمیم گرفتم چند خطی بدون تعارف در مورد این فیلم ِ پُر اشکال بنویسم.

پرداختن به مسائل دینی و اعتقادی از طریق هنر کار حساس و پیچیده ای است. این پیچیدگی و حساسیت وقتی دو چندان می شود که یک اثر هنری به سراغ واقعه انسان ساز و فراموش نشدنی عاشورا می رود. در مورد حساسیت این موضوع همین بس که همه علمای بزرگ ما تا به امروز هر روایتی را که می خواهند نقل کنند، آن را دقیق و بررسی شده بیان می کنند تا مبادا تحریفی در این مورد صورت بگیرد یا داستان به گونه دیگری روایت شود.

حال سوال این جاست که سازندگان فیلم «رستاخیز» با چه کسانی برای ساخت این فیلم مشورت کرده اند و از چه مشاوران و متخصصان دینی و تاریخی استفاده کرده اند که خروجی این اثر تا این اندازه با اصل تاریخ در تضاد است و در بسیاری از موارد به سمت تحریف واقعه عاشورا رفته است؟ آیا نباید برای هرکاری به سراغ متخصص آن رفت؟ آقای درویش و دوستانشان تا به حال ارباب مقاتل حضرت سیدالشهدا (ع) را خوانده اند؟ اگر خوانده اند این چه برداشتی است که در «رستاخیز» ارائه داده اند ؟ اگر هم نخوانده اند که کار بسیار اشتباهی کرده اند که بدون مطالعه به سراغ ساخت چنین فیلمی آمده اند...

مثلاً آیا هیچ عقل سلیمی به این موضوع رای می دهد که در آن معرکه و میدان جنگ بساط عشق زمینی یک مرد به یک زن پهن شود که در این فیلم شاهد آن هستیم؟

کجای تاریخ نوشته شده که عشق پسر حضرت حر(ع) به یکی از زنان کاروان سیدالشهدا(ع) باعث پیوستن او به سپاه حق شده است؟ ( این موضوع نوعی توهین نیز به حضرت حر(ع) می باشد. در جایی که وهب مسیحی که یکی- دو شب از ازدواجش نگذشته، با دیدن امام حسین(ع) دین خود را تغییر می دهد و همراه با همسر و مادرش با حضرت عازم کربلا می شود....)

متاسفانه در این فیلم سینمایی آنطور نشان داده شده که بیشتر از آنکه پسر حر (ع) جذب عشق اباعبدالله (ع) شود به خاطر عشق زمینی خود به سمت سپاه آل الله (ع) کشیده شده که جای تامل و تاسف دارد!

به نظر می رسد آقای درویش که پیش از این سابقه درخشانی در حوزه سینما، مخصوصاً سینمای دفاع مقدس از خود به یادگار گذاشته بستر خوبی را برای به تصویر کشیدن تخیلات خود انتخاب نکرده است.

 کربلا و واقعه عاشورا جای نمایش ذهنیات خود نیست. همه چیز این واقعه به صورت دقیق در کتب مربوطه روایت شده است و این موضوع جایی برای اشتباه باقی نمی گذارد. کار ما به کجا رسیده که فیلمسازان ارزشی ما به این سمت و سو کشیده می شوند و چنین آثاری می سازند!

اما این تمام ماجرا نیست و متاسفانه شاهد اتفاقات ناگوار دیگری نیز در این فیلم سینمایی هستیم. یک سوال ساده و البته مهم از آقای درویش دارم. برادر عزیز، آیا در مورد سریال «مختارنامه» و بحث های مرتبط با نشان دادن چهره حضرت ابوفاضل(ع) نظر آیت الله وحید خراسانی و علما، مراجع دیگر و مردم به گوش شما نرسیده است...؟

شما نمی توانید بگویید که ما این بحث ها را نشنیده ایم! ما هم نمی توانیم در مقابل این مسائل سکوت کنیم آقای درویش! چرا طوری برخورد می کنید که گویی پنبه در گوش خود کرده اید؟ بی تفاوتی تا کجا؟ فکر نمی کنید بهتر است این جرات را به خودمان ندهیم که در مورد هر مساله ای کار خودمان را انجام دهیم؟ اینگونه موضوعات مسائلی است که یا نباید به سمت آن رفت یا اگر آن را دستمایه ساخت فیلم قرار دادید باید قواعد آن را به خوبی رعایت کنید... چطور جرات کردید تصویر حضرت عباس (ع)، حضرت علی اکبر (ع) و... را در فیلم خود نشان دهید؟ بالاتر از همه این ها چطور این حق را به خود دادید که صدای حضرت زینب(س) را شبیه سازی کنید؟ گستاخی تا کجا؟


سینما محملی است برای به تصویر کشیدن دغدغه های اجتماعی، فرهنگی و ارزشی که می تواند باعث رشد و تعالی یک جامعه باشد و سینماگران در این مسیر وظیفه بسیار سنگین و البته خطیری بر دوش دارند و به همین جهت هم هست که کار این عزیزان بسیار ارزشمند و مهم تلقی می شود.

بنده نیز با هنرهای نمایشی به خصوص سینما غریبه نیستم و با سختی های آن آشنایم و می دانم که همه بزرگان سینما قابل احترام هستند اما واقعاً جای تعجب است که چطور این فیلم با این همه اشکال تاریخی از سوی هیات داوران جشنواره فجر صاحب سیمرغ بهترین فیلم شده است. در حالی که شنیده هایم حکایت از آن دارد که نه مخاطب عام و نه منتقدین سینما اقبالی به این فیلم نشان نداده اند، اهدای این جایزه به این فیلم پُر اشکال چه توجیه و منطقی دارد؟ تا آنجا که می دانم مبلغ بسیار زیادی هم برای ساخت این فیلم سینمایی هزینه شده است. مبلغی که قرار بوده صرف فیلمی شود که پیام آور ارزش های حادثه کربلا باشد اما در عمل چنین اتفاقی رخ نداده... در روزگاری که بهاییت و وهابیت میلیاردها تومان و دلار برای تخریب اعتقادات شیعه هزینه می کنند، چه تاسف بار است که در کشور شیعه ایران فیلمی ساخته شود که با حقیقت عاشورا و امام حسین (ع) فاصله زیادی دارد.


البته انشالله آقای احمدرضا درویش قصد تحریف تاریخ و لطمه زدن به این واقعه تاریخی را نداشته و زحمت خود را کشیده است اما واقعیت این است که مشاهده چنین فیلمی با این اشکالات تاریخی از کارگردان خوش نامی چون احمدرضا درویش دردناک تر است.

وقتی نمی توانیم اثری در خور ِ شان واقعه عاشورا بسازیم، بیاییم و برای امام حسین (ع) فیلم نسازیم! چه اصراری داریم تصورات مردمی که از کودکی با امام حسین(ع)خو گرفته اند را با تخیلات خود تخریب کنیم؟ اجازه دهیم مردم در خلوت خود، با مطالعه تاریخ و پای منبرها حادثه کربلا را برای خود تصویر کنند و معرفت خود را با مطالعه زندگینامه و کتب خاصی که در مورد ائمه(ع) به رشته تحریر در آمده بالا ببرند نه با فیلم های شما!

در پایان جا دارد از سازندگان فیلم «شیار 143» که تصویر درستی از رشادت های مادران شهدا ارائه داده اند تشکر و قدردانی نمایم و همچنین به سرکار خانم مریلا زارعی تبریک عرض کنم و از ایشان بابت کار ارزشمندی که در مراسم اختتامیه در مورد تقدیر از مادران شهدا انجام دادند تشکر نمایم.

سید مجید بنی فاطمه
بهمن 92

ابراهیم شهادتت مبارک


افسران - سلام بر ابراهیم...

امروز سالروز شهادت شهید ابراهیم هادی. ان شاء الله خودشون شفاعت همه مونو کنن. نثار حضرت زهرا و شهید ابراهیم هادی صلوات...!

بسم رب الشهدا و صدیقین

سلام برادر ابراهیم

امیدوارم حالت خوب باشد و خبر از حال امروز ما نداشته باشی البته میدانم میبینی و...

ماهم  حالمان خوب است فقط درگیر جنگی شده ایم ک تلفاتش زیاد است و نامش نرم است.

هر روز عکست را میبینم ..نگاهت با من حرف میزند!!!عکس تو بر روی دیوار شهر من است و نامت بر روی قلب جوانان

حک است

هیچ گاه فکر نمیکردم کسی به این اندازه خواهر و برادر داشته باشد که ابرام جان داری...

 چه قدر عزیزی!!!

راستی چه خبر از بهشت؟؟

امروز روز آغاز گمنامیت است..

روزی که داستان بی پایان گمنامیت آغاز شد...

برایمان دعا کن این جنگ سخت است و صدای این عمار امام خامنه ای به گوش میرسد؟؟؟

شهادتت مبارک

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی(علیه السلام)


افسران - اینجا حرم است...

کــبـوتــران
هـمــه پــر زنـنـد در آســمان تــو
ســخــتـــــ اســـتـــــ کـــه مــن ایـنـجـا
دور از هــمـه؛
دور از حــرم
بـــنـشـــیـنــم . . .
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی(علیه السلام)

هشت خصلت مؤمن در کلام امام صادق(ع)



امام جعفر صادق علیه‌السلام در حدیثی ارزشمند هشت خصلتی را که شخص مومن سزاوار است داشته باشد بیان فرموده‌اند.


منبع : سایت عقیق


امام جعفر صادق(ع)  فرمود:

 سزاوار است كه هر شخص مؤمن در بردارنده هشت خصلت باشد: هنگام فتنه ها و آشوب ها باوقار و آرام، هنگام بلاها و آزمايش ها بردبار و صبور؛

هنگام رفاه و آسايش شكرگزار، به آنچه خداوند روزيش گردانده قانع باشد.

 دشمنان و مخالفان را مورد ظلم و اذيّت قرار ندهد، بر دوستان برنامه اي را تحميل ننمايد؛

 جسمش خسته، ولي ديگران از او راحت و از هر جهت در آسايش باشند.



متن حدیث:


 قالَ الإمامُ الصّادقُ - عليه السلام - : يَنْبَغي لِلْمُؤْمِنِ أنْ يَكُونَ فيهِ ثَمان خِصال: وَقُورٌ عِنْدَ الْهَزاهِزِ، صَبُورٌ عِنْدَ الْبَلاءِ، شَكُورٌ عِنْدَ الرَّخاءِ، قانِعٌ بِما رَزَقَهُ اللّهُ، لا يَظْلِمُ الاْعْداءَ، وَ لا يَتَحامَلُ لِلاْصْدِقاءِ، بَدَنُهُ مِنْهُ في تَعِبٌ، وَ النّاسُ مِنْهُ في راحَة.



پی نوشت:
«الكافي، ج 2، ص 47، ح 1»
منبع:مشرق


از رهبرم می گویم .... (4)


چندین سال پیش یکی از این اشرار توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دستگیر می شود. اما پس از دستگیری و اطلاع یافتن رهبر معظم انقلاب از ماجرا، ایشان دستور به آزادی این شرور می دهند. یکی از سرداران بزرگ سپاه در بیان جزئیات این واقعه می گوید:                                                                                

سالها به دنبال یکی از اشرار بزرگ سیستان و بلوچستان بودیم. این شرور هم در مسأله قاچاق مواد مخدر فعالیت زیادی داشت و هم تعداد زیادی از پاسداران را به شهادت رسانده بود. بالاخره توانستیم با روشهای پیچیده اطلاعاتی او را به منطقه ی خاصی برای مذاکره دعوت کنیم. پس از ورود او و همراهانش به آنجا دستگیرشان کردیم و به زندان انداختیم. خیلی خوشحال بودیم. او کسی بود که می توانست حکم قضایی اش مثلا پنجاه بار اعدام باشد.

در جلسه ای که خدمت مقام معظم رهبری رسیده بودیم، این مسأله را مطرح کردم و خبر دستگیری و شرح ما وقع را به ایشان گفتم و منتظر عکس العمل مثبت و خوشحالی ایشان بودم.

رهبر معظم انقلاب بلافاصله فرمودند: "همین الآن بگویید آزادش کنند"!!!

من بدون چون و چرا زنگ زدم و بلافاصله با تعجب بسیار زیاد پرسیدم: آقا! چرا؟ من اصلا متوجه نمی شوم که چرا باید این کار را می کردم؟ چرا دستور دادید آزادش کنیم؟

رهبری گفتند: "مگر نمی گویی دعوتش کردیم؟" دستور اسلام است که اگر از کسی دعوت می کنی و مهمان توست، حتی اگر قاتل پدرت هم باشد حق نداری او را آزار دهی.

من بعد از این جمله خشکم زد و البته ایشان فرمودند: "حتما دستگیرش کنید."

چندی بعد ما هم در یک عملیات سخت دیگر دستگیرش کردیم.

 

شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از جهان

زائر مرقد او زائر ثارالله است..........

http://gallery.omidvaran.org/wp-content/gallery/anbya-olia-olama-10/20120227_1230741888.jpg

ماه آسمان ری

افق فضل و شرف را قمری پیدا شد
یا که در طور ولایت شجری پیدا شد
باز از بحر ولایت گهری پیدا شد
نخل سرسبز ولا را ثمری پیدا شد
درسماوات و زمین جشن عظیم است امشب
عید میلاد کریم ابن کریم است امشب
در ریاض علوی سرو روان این پسر است
نجل مولای کریمان جهان این پسر است
بهترین زاده ابناء جهان این پسر است
فخر دین ، قبله دل ، کعبة جان ، این پسر است
اوست سروی که بود دامن هستی چمنش
صلوات همه بر حُسن حَسن در حَسنش
اهل فضل و شرف و علم زعیمش خوانند
خیل عبّاد همه عبد عظیمش خوانند

صاحبان کرم و جود کریمش خوانند
آیت رحمت رحمان و رحیمش خوانند
اوست ماهی که بر ابناء زمان می تابد
نورش از ری به همه خلق جهان می تابد
قامتش سرو و لبش کوثر و رویش ماه است
زائر مرقد او زائر ثارالله است
حرمش کعبه آمال دل آگاه است
حَسنی حُسنش بر خلق چراغ راه است
خاص و عامند ز هر سوی رهین کرمش
دل صد قافله سر گرم طواف حرمش
نعمت سایة این دسته گل عترت را
بر شما داده خدا این شرف و رفعت را
اهل ری قدر بدانید چنین نعمت را
فیض همسایگی تربت آن حضرت را
بال جبرئیل زده سایه به بام و درتان
این شما ، این حرم زادة پیغمبرتان
یا حجاز است و بُوَد کعبه جاویدانش
جان من ، جان همه خلق جهان قربانش

ری سپهر و حرم اوست مه تابانش
برتر از عرش بُوَد بارگه و ایوانش
دوست دارم که شب و روز ز لطف وکرمش
پر زند مرغ دلم یکسره سوی حرمش
آیه وحی در این خانه کتابت دارد
زیر این قبّه دعا کن که اجابت دارد
زائر او به خدا فیض قرابت دارد
درو دیوار حرم نقش نجابت دارد
ماه صد انجمن اینجاست خدا می داند
آفتاب حسن اینجاست خدا می داند
خاک درگاه تو بر درد دل خسته شفاست
سر به خاک حرمت گر نگذاریم جفاست
ای گل باغ حسن عطر تو بر روح صفاست
کرم و جود تو بر ما به عیان و به خفاست
«ما به این در، نه پی حشمت وجاه آمده ایم»
«از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم»
حُسن پیدای حَسن سرّ نهان حسنی
بلکه جانان همه خلق و تو جان حسنی
تو به باغ دل ما سرو روان حسنی
نخل طاها و گل عطر فشان حسنی
ما به خاک حرمت روی نیاز آوردیم
حاجت خویش به درگاه تو بازآوردیم
عصمت فاطمه و عزّت حیدر داری
تو مقام از سخن مدح فراتر داری
تو عطا و کرم آل پیمبر داری
ز حسین و ز حسن جلوه دیگر داری
جان به قربان تو ای سیّد پاکیزه سرشت
شهرری ازتو بهشت است بهشت است بهشت
به تو و عزّت آباء کرامت سوگند
به خدا و به رسول و به امامت سوگند
به جلال و به کمال و به مقامت سوگند
به نماز و به قعودت ، به قیامت سوگند
تو که سایه به سر خلق دو عالم فکنی
چه شود گر نگهی جانب «میثم» فکنی
غلامرضا سازگار(میثم)


میلاد حضرت عبدالعظیم مبارک


نگين ري

با دوستان فاطمه ، لطف عميم داشت
با آنكه نام و شهرت « عبدالعظيم » داشت
هر كس كه پاس بندگي آن حريم داشت
با مهر و عشق و عاطفه عهدي قديم داشت
عطر بهار وحي و صفاي نسيم داشت
يعني كه ره به چشمة فوز عظيم داشت
روحي درآستان ولايت مقيم داشت
دستي پر از كرامت و طبعي كريم داشت
راهي به آستان خداي رحيم داشت
با آنكه جان روشن و قلب سليم داشت
با اهل بيت رابطه اي مستقيم داشت
چون درك كرده بود ، مقام كليم داشت
از بوستان فاطمه ، عطر و شميم داشت
خواندند اهل معرفت او را « نگين ري »
از شهر بند رنج و غم ، آزاد مي شود
اين ياس گلشن "حسن" ،اين عاشق" حسين"
گلواژة حديث از آ‌ن لعل جان فزا
از محضر سه حجّت معصوم فيض برد
مثل كبوتران حرمخانة « رضــا »
شاگرد پاكباختة مكتب « جــواد »
از پرتو هدايت « هــادي » اهل بيت
ايمان خويش را به امامش ارايه كرد
با خاندان وحي پُل ارتباط بود
طور تجلّي سه امام هُمام را
شب تا به صبح شعر « شفق » را مرور كرد
مرغ سحر كه زمزمة « يا كريم » داشت
محمدجواد غفورزاده(شفق)
 

زیارتنامه حضرت عبد العظیم الحسنی(ع)


http://multimedia.mehrnews.com/Original/1392/05/30/IMG10154040.jpg

اَلسَّلامُ عَلی آدَمَ صِفْوَة اللهِ اَلسَّلامُ عَلی نُوحٍ نَبِیِّ اللهِ اَلسَّلامُ عَلی اِبْراهیمَ خَلیلِ اللهِ اَلسَّلامُ عَلی مُوسی كَلیمِ اللهِ اَلسَّلامُ عَلی عیسی رُوحِ اللهِ اَلسَّلام عَلیكَ یا رَسولَ اللهِ اَلسَّلامُ عَلیكَ یا خیرَ خَلْقِِ اللهِ اَلسَّلامُ عَلیكَ یا صَفِیَّ اللهِ اَلسَّلامُ عَلیكَ یا مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِاللهِ خاتَمَ النَّبیّینَ اَلسَّلامُ عَلیكَ یا اَمیرَالْمُؤمِنینَ عَلِیَّ  بْنَ اَبیطالِبٍ وَصِیَّ رَسُول اللهِ اَلسَّلامُ عَلیکِ یا فاطِمَة سیِّدَة نِسآءِ الْعالَمینَ اَلسَّلامُ عَلیْكُما یا سِبْطَیِ الرَّحْمَة وَ سیِّدیْ شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّة اَلسَّلامُ عَلیْكَ یا عَلیَّ بْنَ الْحُسیْنِ سیِّدَ الْعابِدینَ وَ قُرَّة عیْنِ النّاظِرینَ اَلسَّلامُ عَلیْكَ یا مُحَمَّدَ بْنَ عَلیٍّ باقِرَالْعِلْمِ بَعْدَالنَّبی اَلسَّلامُ عَلیْكَ یا جَعْفَرَبْنَ مُحَمَّدٍ الصّادِقَ الْبـآرَّ الْـاَمینَ اّلسَّلامُ عَلیْكَ یا مُوسی بْنَ جَعْفَرِ الطّاهِرَالطُّهْرَ اَلسَّلامُ عَلیْكَ یا عَلیَّ بْنَ مُوسَی الرِّضَا الْمُرْتَضی اَلسًّلامُ عَلیْكَ یا مُحَمَّدَ بْنَ عَلیٍّ التَّقیّ اَلسَّلامُ عَلیْكَ یا عَلی بْنَ مُحَمَّدٍ النَّقِیَّ النّاصِحَ الْـاَمینَ اَلسَّلامُ عَلیْكَ یا حَسَنَ بْنَ عَلیّ اَلسَّلامُ عَلی الْوَصیِّ مِنْ بَعْدِهِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی نُورِكَ وَ سِراجِكَ وَ وَلِیِّ وَلیِّكَ وَ وَصِیِّ وَصیِّكَ وَحُجَّتِكَ عَلی خَلْقِكَ اَلسَّلامُ عَلیْكَ ایُّهَا السّیِّدُ الزَّكِیُّ وَ الطّاهِرُ الصَّفِیُّ اَلسَّلامُ عَلیْكَ یَا بْنَ السّادَة الْاَطْهارِ اَلسَّلامُ عَلیْكَ یَا بْنَ الْمُصْطَفیْنِ الْـاَخیارِ اَلسَّلامُ عَلی رَسُولِ اللهِ وَ عَلی ذُریَّةِ رَسُولِ اللهِ وَ رَحْمَة اللهِ وَ بَرَكاتُهُ اَلسَّلامُ عَلی الْعَبْدِ الصّالِحِ الْمُطیعِ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِاَمیرِ الْمُؤمِنینَ اَلسَّلامُ عَلیْكَ یا اَبَاالْقاسِمِ ابْنَ السِّبْطِ الْمُنْتَجَبِ الْمُجْتَبی اَلسَّلامُ عَلیْكَ یا مَنْ بِِزِیارَتِهِ ثَوابُ زِیارَة سَیِّدِ الشُّهَداءِ یُرْتَجی اَلسَّلامُ عَلیْكَ عَرَّفَ اللهُ بیْنَنا وَ بیْنَكُمْ فی الْجَنَّة وَ حَشَرَنا فی زُمْرَتِكُمْ وَ اَوْرَدَنا حَوْضَ نَبیِّكُمْ وَ سَقانا بِكَاْسِ جَدِّكُمْ مِنْ یَدِ عَلِیِّ بْنِ اَبیطالِبٍ صَلَوات اللهِ عَلیْكُمْ اَسْئَلُ اللهَ اَنْ یُرِیَنا فیكُمُ السُّرُورَ وَ الْفَرَجَ وَ اَنْ یَجْمَعَنا وَ ایّاكُمْ فی زُمْرَةِ جَدِّكُمْ مُحَمَّدٍ صَلی اللهُ عَلیْهِ وَ آلِهِ وَ اَنْ لایَسْلُبَنا مَعْرِفَتكُمْ اِنَّهُ وَلیٌّ قَدیرٌ اَتَقَرَّبُ اِلی الله بِحُبِّكُمْ وَ الْبَرائَةِ مِنْ اَعْدائِكُمْ وَ التَّسْلیمِ اِلی اللهِ راضیاً بِهِ غیْرَ مُنْكِرٍ وَ لامُسْتَكْبِرٍ وَ عَلی یَقینِ ما اَتی بِهِ مُحَمَّدٌ نَطْلُبُ بِذلِكَ وجهک یا سیِّدی اَللّهُمَّ و رِضَاکَ وَالدّارَ الاخِرَةَ یا سَیِّدی وَ ابنَ سَیِّدی اِشفَع لِی فِی الجَنَّةِ فَاِنَّ لَکَ عِندَاللهِ شَأناً مِنَ الشَّأنِ اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ اَن تَختِمَ لی بِالسَّعادَةِ فَلا تَسلُب مِنّی ما اَنَا فیهِ وَ لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ اِلّا بِاللهِ الْعَلیِّ الْعَظیمِ اَللّهُمَّ اسْتَجِبْ لَنا وَتَقَبَّلْهُ بِكَرَمِكَ وَ عِزَّتِكَ وَ بِرَحْمَتِكَ وَ عافیَتِكَ وَ صَلّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ اَجْمَعینَ وَ سَلَّمَ تَسْلیماً یا اَرْحَمَ الّراحِمینَ .

افق فضل و شرف را قمری پیدا شد

یا که در طور ولایت شجری پیدا شد

باز از بحر ولایت گهری پیدا شد
نخل سرسبز ولا را ثمری پیدا شد

درسماوات و زمین جشن عظیم است امشب
عید میلاد کریم ابن کریم است امشب

از رهبرم می گویم .... (3)




 

آیت الله وحید خراسانی درباره ی شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) پیشنهاداتی داشتند. یکی از پیشنهادها تعطیلی رسمی فاطمیه دوم بود که این انجام شد و پیشنهاد دیگری هم داشتند.

آیت الله خامنه ای به آقای وحید پیام داده بودند که دیگر این پیشنهاد ممکن نیست. حاج آقا شب زنده دار، استاد بزرگ ما می فرمودند که من آنجا بودم و خودم این را شنیدم که وقتی به آیت الله وحید خراسانی این خبر را دادند و گفتند که آقا فرمودند این کار شدنی نیست، آیت الله وحید خراسانی فرمودند: "آیت الله خامنه ای همه حرف هایشان درست است و این که می گویند شدنی نیست، حتما شدنی نیست."


موقعی که ریاست قوه قضاییه به حاج آقای لاریجانی پیشنهاد شده بود، ایشان با آیت الله وحید خراسانی مطرح کردند – چون ایشان داماد آیت الله وحید خراسانی هستند - . آیت الله وحید خراسانی فرموده بودند که: "شمابروید برای این ریاست قوه قضاییه" و تعبیر کرده بودند که: "این سید ( امام خامنه ای ) تنها است؛ اگر شما او را کمک نکنی، چه کسی او را کمک کند؟"

 

نقل از حجة الاسلام فقیهی اصفهانی، از اساتید حوزه علمیه قم

منبع : وبلاگ بریم حرم

از رهبرم می گویم .... (2)



شهید محراب، عارف عامل، آیت الله دستغیب می فرمایند: چیزی که بنده نسبت به این شخص بزرگ فهمیده ام این است که فردی است خدایی، هواپرست نیست، مقام نمی خواهد، قدرت نمی خواهد به دست بگیرد، امتحان خویش را پیش از پیروزی و بعد از پیروزی داده است. در هر پستی که بوده، امتحان خودش را داده است. کسی که امام جمعه ی تهران باشد، آن وقت در جبهه برود، در سنگرها از اسلام دفاع کند، این مرد بزرگ، مقامی برای خودش قائل نیست، به عینه مثل رهبر عظیم الشأن. امام فرموده: به من خدمت گزار بگویید بهتر است از این که رهبر بگویید. آقای علی خامنه ای هم این جوری است، مقام نمی خواهد، مقام بر روی او اثر نمی گذارد.

منبع: امتداد امام
منبع دوم : وبلاگ بریم حرم

از رهبرم می گویم .... (1)

در آذر ماه سال ۱۳۷۶ هنگامی که حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب در اجلاس سران کشورهای عضو کنفرانس اسلامی در تهران سخنرانی کردند و عازم خروج از سالن کنفرانس بودند، سید حسن نصر الله، دبیر کل جنبش انقلابی حزب الله لبنان به وسط سالن رفت و دست ایشان را بوسید.



 

فردای آن روز، از او پرسیدند انگیزه ی شما از این کار چه بود؟

دبیر کل حزب الله لبنان پاسخ داد: امسال، کشورهای عربی مرا به عنوان مرد سال جهان عرب معرفی و انتخاب کردند. در این کنفرانس در حالی که سران کشورهای عربی حضور داشتند و دوربین ها نیز مراسم را مستقیما برای ملت های عرب پخش می کرد، من با بوسیدن دست حضرت آیت الله خامنه ای خواستم به همه ی آن ها بگویم شما که مرا مرد سال جهان عرب می دانید، این را نیز بدانید که رهبر من حضرت آیت الله خامنه ای ست و من افتخار می کنم که شاگرد ایشان هستم.

 

منبع اول : امتداد امام

منبع دوم : وبلاگ بریم حرم

تقدیم به ساحت مقدس امام علی النقی ع

تقدیم به ساحت مقدس امام علی النقی ع





شیعه یعنی هفت خطی در جنون
شیعه توفان می کند در کاف و نون
شیعه یعنی تندر آتش فروز
شیعه یعنی زاهد شب، شیرروز
شیعه یعنی شیر، یعنی شیر مرد
شیعه یعنی تیغ عریان در نبرد
شیعه یعنی تیغ، تیغ موشکاف
شیعه یعنی ذوالفقار بی غلاف
شیعه یعنی سابقون السابقون
شیعه یعنی یک تپش عصیان و خون
شیعه باید آبها را گل کند


*کاش فقط ادعا نباشیم .... بیایید و با یکدیگر جنبشی به نام جنبش دفاع از مقدسات را رواج دهیم ...*

یا علی مدد ..... صلوات

مراسم بزرگداشت ولادت حضرت عبدالعظیم الحسنی(ع) در بارگاه ملکوتی حضرتش برگزار می شود


مراسم بزرگداشت ولادت حضرت عبدالعظیم الحسنی(ع) در بارگاه ملکوتی حضرتش برگزار می شود



پایگاه اطلاع رسانی آستان مقدس حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام:

مراسم بزرگداشت میلاد با سعادت، نماینده امام هادی علیه السلام در سرزمین ری، محدث والامقام و مجاهدی پارسا از فرزندان امیرالمومنین علی علیه السلام، حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام، در بارگاه ملكوتی حضرتش برگزار می شود.
به گزارش روابط عمومی آستان مقدس حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام، این مراسم معنوی دوشنبه شب 14 بهمن ماه بعد از اقامه نماز جماعت مغرب و عشاء در مصلای بزرگ ری، با تلاوت آیات قرآن کریم توسط قاری ممتاز و بین المللی آقای محمدرضا پورزرگری آغاز و در ادامه با قرائت زیارت نامه توسط آقای احمد زین العابدین فرد و قرائت اشعار توسط آقای غلامرضا سازگار برگزار خواهد شد.
بنابراین گزارش مدیحه سرائی ذاکر اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام آقای مجتبی باقری و ایراد سخنرانی توسط حجت الاسلام و المسلمین دکتر هاشمیان از دیگر برنامه های این مراسم نورانی خواهد بود.
بنا به سنت دیرینه، اهالی شهرستان ری، همه ساله این روز را عید می گیرند و با پخش نقل و شیرینی میلاد با سعادت این خورشید آسمان سرزمین ری را به یكدیگر تبریك می گویند
این مراسم از طریق پایگاه اطلاع رسانی آستان مقدس حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام به نشانی  www.abdolazim.com به صورت مستقیم پخش خواهد شد.
حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام فرزند عبدالله بن علی از نوادگان حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام است که نسبش با چهار واسطه به آن حضرت می رسد و از این رو به «حسنی» شهرت یافته است.
میلاد مبارک آنحضرت در سال 173 ه.ق در مدینه منوره نقل شده است و 79 سال عمر با بركت ایشان، با دوران امامت چهار امام معصوم یعنی امام موسی كاظم علیه السلام، امام رضا علیه السلام، امام محمدتقی علیه السلام و امام علی النقی علیه السلام مقارن بوده است.

حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام، محضر مبارك امام رضا علیه السلام، امام محمد تقی علیه السلام و امام هادی علیه السلام را درك كرده و احادیث فراوانی از آنان روایت نموده است.
حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام از دانشمندان شیعه و از راویان حدیث ائمه معصومین علیهم السلام و از چهره های بارز و محبوب و مورد اعتماد، نزد اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و پیروان آنان بود.
توصیف ائمه معصومین علیهم السلام از ایشان، نشان دهنده شخصیت علمی و مورد اعتماد ایشان است؛ حضرت امام هادی علیه السلام گاهی اشخاصی را که سؤال و مشكلی داشتند، راهنمایی می فرمودند كه از حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام بپرسند و او را از دوستان حقیقی خویش شمرده و معرفی می فرمودند.
اکنون نیز بارگاه نورانی و باصفای حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام، در شهرری قبله تهران، قرار دارد که پیوسته از سراسر ایران و از سایر نقاط جهان مشتاقان اهل بیت علیهم السلام و ارادتمندان به ساحت مقدس امامزادگان والامقام برای زیارت به آن مشرف شده و به توسل می پردازند.
در روایتی از حضرت امام هادی علیه السلام نقل شده که ایشان فرموده است هر کس قبر او (حضرت عبدالعظیم الحسنی) را زيارت کند، بهشت بر او واجب می شود و همچنین ابن قولویه در کتاب کامل الزیارات از محمد بن یحیی اشعری عطار قمی روایت کرده که شخصی از اهل ری گفت، بر حضرت امام هادی علیه السلام وارد شدم، آن جناب از من پرسید در کجا بودی؟ عرض کردم: به زیارت سیدالشهداء علیه السلام رفته بودم، فرمود: آگاه و متوجه باش، اگر قبر عبدالعظیم را که در نزد شماست زیارت کرده بودی، مثل این بود که حسین بن علی علیه السلام را زیارت کرده باشی.
روابط عمومی آستان مقدس حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام ضمن عرض تبریک به مناسبت بزرگداشت میلاد با سعادت آن حضرت، مقدم همه زائران و ارادتمندان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام را به این مراسم گرامی می دارد.

خون دل


افسران - خون دل خورم

تنها وسیله ای که نخش هم شفاعت است.......


افسران - تنها وسیله ای که نخش هم شفاعت است .. / .. چادر نماز مادر ارباب های ماست...!

وقتی گدای فاطمه بودن برای ماست/
احساس میکنیم که دو عالم گدای ماست/
با گریه بهر فاطمه آدم عزیز است/
این گریه خانه نیست که دولت سرای ماست/
اینجا به ما حسین حسین وحی میشود/
پیغمبریم و مجلس زهرا حرای ماست/
سلمان شدن نتیجه همسایگی اوست/
زهرا برای سیر کمال ولای ماست/
تنها وسیله ای که نخش هم شفاعت است/
چادر نماز مادر ارباب های ماست/
باران به خاطر نوه ی فضه میرسد/
ما خادمیم و ابر کرم در دعای ماست/
فرموده اند داخل آتش نمیشویم/
فردا اگر شفاعت زهرا برای ماست...!

یک علی....


افسران - یک علی....

یک علی و بی نهایت عمرو عاص ...

روز شمار انقلاب - 9 بهمن ماه 1357

*پیشاپیش فرا رسیدن دهه فجر مبارک باد .... *



منبع کلی : سایت روز شمار انقلاب

منبع : مرکز بررسی اسناد تاریخی

30 سال پیش درچنین روزی - 9بهمن ماه سال1357هجری شمسی: تهران شاهد حمایت گسترده ملت قهرمان و انقلابی ازتحصن کنندگان درمسجد دانشگاه تهران بود. موج جمعیت بطرف دانشگاه سرازیرشد و مأموران نظامی رژیم برای متفرق کردن مردم وارد عمل شدند وعدهای ازمردم مسلمان و انقلابی را زخمی یا شهید کردند. خبرگزاریها اعلام کردند که زدوخوردهای این روزبعد ازواقعه 17شهریورخونین ترین رویداد تهران بوده است. درهمین روزحضرت امام خمینی(ره) درپاسخ به سؤالات خبرنگاران خارجی سخنان مهمی ایراد فرمودند. ایشان دربخشی ازسخنان خود یادآورشدند:” ...ملت ایران باید بداند که من درکنارآنان تاآخرین نفس برای حفظ قوانین اسلام و مصالح مملکت به مبارزه خود ادامه میدهم و برهمه ملت واجب است تا دراین امرپایداری کنند و سستی و سردی به خود راه ندهند. مطمئن باشید که ما پیروزیم و مطالب ما حق است و حق لاجرم پیروزاست.

*برای دنبال کردن بخش روز شمار انقلاب 1357
به ادامه مطلب بروید .... یا علی یا علی*

ادامه نوشته

عکس سیدجواد ذاکر مداح اهل بیت روی پیراهن امیر حسین صادقی


داستان ما و کدخدایی که نمی‌خواست فرفره بسازیم

افسران - داستان ما و کدخدایی که نمی‌خواست فرفره بسازیم
ما فرفره نداشتیم. بچه‌های کدخدا داشتند اما همبازی ما نبودند که دست ما بدهند. مسعود و مجید نقشه‌اش را کشیدند و مصطفی بند و بساطش را جور کرد. ما که فرفره‌دار شدیم، لبخند نشست روی لبهای بابابزرگ. گفت: «دیدید می‌شود، می‌توانید!»
از ترس بچه‌های کدخدا، داخل خانه فرفره بازی می‌کردیم. مبادا ببینند و به تریج قبایشان بربخورد. اما خبرها زود در دهکده ما می‌پیچید.
خبر که به گوش کدخدا رسید، داغ کرد. گفت: «بیخود کرده‌اند. بچه رعیت را چه به فرفره بازی.» و گیوه‌اش را ورکشیده بود و آمده بود پیش عمو محمد به آبروریزی.
(بعداً شنیدیم که همان روز، کدخدا دم گوش میرآب گفته: «این اول کارشان است. فردا همین فرفره می‌شود روروک و پس فردا چرخ چاه.» بیشتر موتورپمپ‌های آب ده، مال کدخدا بود.)
عمو محمد که صدایمان کرد، فهمیدیم کار از کار گذشته. فرفره را برداشت و گذاشت داخل گنجه. درش را قفل کرد و کلیدش را داد دست بچه‌های کدخدا. که خیالشان راحت باشد از نبودن فرفره.
رفتیم پیش بابابزرگ با لب و لوچه آویزان. فهمید گرفتگی حالمان را. عموها را صدا زد. به عمو محمد گفت: «خودت کلید را دست کدخدا دادی و خودت پس می‌گیری.» عمو محمد مرد این حرفها نبود. همه‌مان می‌دانستیم. بابابزرگ گفت: «بروید و قفل گنجه را بشکنید.» عمو محمود گفت: «کی برایتان فرفره خرید؟ کدخدا؟!» گفتیم: «نه عمو جان! خودتان که می‌دانید، خودمان ساختیم!» گفت: «دیگر بلد نیستید بسازید؟» گفتیم: «چرا!» گفت: «بهترش را بسازید.» و رفت در خانه کدخدا به داد و بیداد. صدای بگومگویشان ده را برداشت. این وسط ما، قفل گنجه را شکستیم و بهترش را ساختیم.
بچه‌های کدخدا فهمیدند. کدخدا گر گرفت. داد زد: «یا فرفره یا حق آب!» و به میرآب گفت که آب را روی زمینهای همه‌مان ببندد. کار سخت شد. عموها از هزار راه ندیده و نشنیده، آب می‌آوردند سر زمین. که کشتمان از بی‌آبی نسوزد. مسعود را گرفتند و کتک زدند. زورمان آمد. مجید به تلافی‌اش، روروک ساخت. کدخدا گفت که گندم و تخم‌مرغ هم ازمان نخرند. مجید و مصطفی را هم گرفتند و زدند. صدای عمو محمود، هنوز بلند بود اما گوشه و کنایه‌ها شروع شد. عمو حسن جمعمان کرد و گفت: «این جور نمی‌شود. هم فرفره شما باید بچرخد و هم زندگی ما.» از بابابزرگ رخصت گرفت و قرار شد برود و با خود کدخدا حرف بزند. وقتی که برگشت، خوشحال بود. گفت: «قرار شده روروک را خراب کنیم اما فرفره دستمان باشد. آنها هم تخم‌مرغمان را بخرند و هم کمی آب بدهند.» بابابزرگ گفت: «کدخدا سر حرفش نمی‌ماند.» عمو حسن گفت: «قول داده که بماند. ما فرزندان شماییم. حواسمان هست!»
بچه‌های کدخدا آمدند و روروک را، جلوی چشمهای خیس ما، خراب کردند. عموحسن آمد و فرفره را گذاشت پیش دستمان و رفت که با کدخدا قرار و مدار بگذارد. دل و دماغی نداشتیم برای چرخاندن فرفره. مهدی گفت: «وقت زانو بغل کردن نیست. باید چرخ چاه بسازیم. کدخدا از امروز ما می‌ترسید نه دیروز فرفره و روروک ساختن‌مان.» بابابزرگ لبخند زد.
عمو حسن هر روز با کدخدا کلنجار می‌رفت. یک روز خوشحال بود و یک روز از نامردی کدخدا می‌گفت. ما می‌شنیدیم و بهش «خدا قوت» می‌گفتیم. بچه‌ها داشتند بالای پشت بام یواشکی چرخ چاه می‌ساختند.

محمد سرشار

به یادشهدا...


نور چشم امام موسی کاظم (ع)

افسران - الحق که نور دیده ی موسی بن جعفری...

سرگشته ی مسیر عبور برادری
تو از تمام فاطمیان، زینبی تری

آرام و باوقار و صمیمی و چاره ساز
الحق که نور دیده ی موسی بن جعفری

الحق که خون فاطمه جوشیده در رگت
الحق که ماده شیری از اولاد حیدری

بی تاب و بی قرار سوی طوس آمدی
گفتی امام را ز غریبی در آوری

گفتی دلت هوایی کوی رضا شده ست
چون آهوی شکسته دلی، چون کبوتری

کردی نزول و قم به قدومت مدینه شد
معصومه ای و نایب زهرای اطهری

شمعی و در طواف تو پروانه های شهر
نور تو را گرفته همه خانه های شهر

مشهد اگرچه دل به قدوم تو بسته بود
قم بی قرار بر سر راهت نشسته بود

معصومه ای و تاج سر خانه های شهر
آباد شد به یمن تو ویرانه های شهر