ابراهیم شهادتت مبارک


افسران - سلام بر ابراهیم...

امروز سالروز شهادت شهید ابراهیم هادی. ان شاء الله خودشون شفاعت همه مونو کنن. نثار حضرت زهرا و شهید ابراهیم هادی صلوات...!

بسم رب الشهدا و صدیقین

سلام برادر ابراهیم

امیدوارم حالت خوب باشد و خبر از حال امروز ما نداشته باشی البته میدانم میبینی و...

ماهم  حالمان خوب است فقط درگیر جنگی شده ایم ک تلفاتش زیاد است و نامش نرم است.

هر روز عکست را میبینم ..نگاهت با من حرف میزند!!!عکس تو بر روی دیوار شهر من است و نامت بر روی قلب جوانان

حک است

هیچ گاه فکر نمیکردم کسی به این اندازه خواهر و برادر داشته باشد که ابرام جان داری...

 چه قدر عزیزی!!!

راستی چه خبر از بهشت؟؟

امروز روز آغاز گمنامیت است..

روزی که داستان بی پایان گمنامیت آغاز شد...

برایمان دعا کن این جنگ سخت است و صدای این عمار امام خامنه ای به گوش میرسد؟؟؟

شهادتت مبارک

به یادشهدا...


دانلود مداحی برای مناطق جنگی

بسم رب الشهدا و الصدیقین





دانلود مداحی برای مناطق مقدس شلمچه - دوکوهه - طلائی

با نوای : ذاکرالشهدا حمیدرضا خسروی

برای دانلود فایل سه صلوات هدیه کنید به محضر ام ابیها
حضرت زهرا س

 
بروی صلوات کلیک کنید ..... یا علی یا علی

چندین عکس از شهدای حزب الله در درگیری با تکفیری ها در سوریه


   دلدادگان چون ساغر از دلبر گرفتند        از غیر دلبر دامن دلبر گرفتند

٠•اللهم ارزقنا شهــــــادة فی سبیلک•٠·˙




برای دیدن تصاویر به ادامه مطلب بروید .... یا علی مدد حیدر


ادامه نوشته

تنها زمانی گریه کن....





مادرم زمانی که خبر شهادتم را شنیدی گریه نکن،
زمان تشیع و تدفینم گریه نکن،
زمان خواندن وصیت نامه ام گریه نکن؛
فقط زمانی گریه کن که مردان ما غیرت را فراموش می کنند و زنان ما عفت را.
شهید سعید زقاقی


شادی روح شهدا و امام شهدا صلوات ...

مخففت که کنند تازه می شوی ماه....

افسران - مخففت

مخففت که کنند تازه می شوی ماه....
محمد ابراهیم همت

شهید حسن باقری؛ معجزه انقلاب + پوستر

افسران - پوستر/شهید حسن باقری؛ معجزه انقلاب

دفاع مقدّس وسیله‌ای شد برای اینکه استعدادهای مکنون در انسانها، به شکل عجیبی بُروز کند.
مثلاً شهید حسن باقری بلاشک یک طرّاح جنگی است. کِی؟ در سال ۶۱؛ کِی وارد جنگ شده است؟ در سال ۵۹. این مسیرِ حرکت از یک سرباز صفر به یک استراتژیست نظامی، یک حرکت بیست ساله، بیست و پنج ساله است؛ این جوان در ظرف دو سال این حرکت را کرده است! اینها معجزه‌ی انقلاب است.
رهبر انقلاب ۹۲/۰۹/۲۵

برای دانلود پوستر با ذکر صلوات کلیک کنید


برای دلم ...

افسران - برای دلم ...

تمام جهان را...
دری بسته می بینی...
که هیچ کلیدی قفلش را نمی گشاید...
ذهنت را رها کن...
دلت را به خدا بسپار...
و تمام دنیا را به دنیا واگذار...
آنگاه می بینی شاه کلید در دستان توست!!!...
گاهی دویدن ما را به مقصود نمی رساند...
باید آرام گرفت و همه چیز را به خدا سپرد...
آن هم وقتی تمام تلاشمان را به کار بسته ایم!!!...

یاد کردی از سردار شهید سید مجتبی علمدار؛

آقا پرونده‌ام را امضا کرده و فرموده تو باید بیایی

سال 1362 هفده ساله بود که به عضویت بسیج درآمد. از داوطلب‌های بسیجی بود که به اهواز و هفت‌تپه و کردستان و... عازم شد و مردانه جنگید. چند باری هم در جبهه مجروح شد، ولی بیشتر اوقات بدون مراجعه به پزشک، زخم‌هایش را درمان می‌کرد، تا سرانجام در دی‌ماه 1364، در عملیات والفجر 8، شیمیایی شد؛ اما خودش را از درمان معاف کرد.

 

تولد: 11 دی‌ماه 1345
مجروحیت شیمیایی: یازده دی‌ماه 1364
ازدواج با سیده فاطمه موسوی: دی‌ماه 1370
تولد دخترش زهرا: 8 دی‌ماه 1371
شهادت: 11 دی‌ماه 1375

 

دی‌ماه برای او ماه سرنوشت‌ها بود، تمام اتفاقات مهم زندگی اش در دی ماه بود. هر سال از اول تا یازدهم دی‌ماه ناراحتی و بیماری‌اش شدت می‌گرفت. وقتی میگرن عصبی‌اش شروع می‌شد، مسکن می‌خورد، اما درد تسکین نمی‌یافت. پتو به دور سرش می‌پیچید و از درد فریاد می‌زد. دائم از اهل خانه معذرت می‌خواست و می‌گفت مجبورم فریاد بزنم.

 

سربه‌زیر و دقیق بود، متواضع و خالص. با رفقا برای جوانان بیکار، کار پیدا می‌کردند. دوست داشت عرق شرم بر پیشانی هیچ جوانی ننشیند. می‌گفت جوان باید توی جیبش پول داشته باشد تا جلوی دوستانش خجالت نکشد.

 

علمدار یک دستمال سبز داشت برای مراسم مداحی و گرفتن اشک چشم خودش که به اشک چشم خیلی از دوستانش هم متبرک بود. وصیت کرده بود قبل از اینکه جنازه را در قبر بگذارند، یک نفر داخل قبر شود و مصیبت حضرت زهرا(س) و امام حسین(ع) را در قبر بخواند و هنگام دفن هم آن دستمال سبز را روی صورتش بگذارد. می‌گفت از شب اول قبر می‌ترسم و دلم می‌خواهم اجداد پاکم به دادم برسند.


روزهای آخر اصلاً حال خوبی نداشت. می‌خواستم از محل کارم مرخصی بگیرم و مجتبی را دکتر ببرم. موافقت نکرد. گفت تو و زهرا بروید من با یکی از رفقا می‌روم دکتر. دیدم که غسل کرد و پس از آن گفت: آقا پرونده‌ام را امضا کرده و فرموده تو باید بیایی. دیگر نگرانی ماندن در این دنیا، بس است.

 

یک هفته در بیهوشی کامل بود تا اجازة مرخصی از این دنیا را به او دادند. درد کشید، خیلی زیاد. در وصیت‌نامه‌اش دربارة نماز اول وقت توصیه کرده بود و معرفت به قرآن کریم: «سعی کنید قرآن انیس و مونستان باشد نه زینت دکورها و طاقچه‌های منزل‌تان»... «نگذارید تاریخ مظلومیت شیعه تکرار شود، بر همه واجب است مطیع محض فرمایشات مقام معظم رهبری باشید که همان ولی فقیه است. دشمنان اسلام کمر همت بسته‌اند ولایت را از ما بگیرند و شما همت کنید تا کمر دشمنان ولایت را بشکنید.»

یازدهم دی‌ماه 75، در گلزار شهدای ساری، جمعیت مشایعت کنندة مجتبی تا بهشت، یک صدا فریاد می‌زدند: یا مهدی(ع)، یا زهرا(س)، آن روز غمی عجیب پیچیده بود در سینة کوچک زهرا علمدار، که می‌دید بابای او، یعنی مجتبی علمدار، در روز تولدش؛ تولد واقعی‌اش را در آسمان‌ها جشن می‌گیرند.

 

سر زدن به خانواده‌های کم‌بضاعت و بی‌بضاعت جزء برنامه‌های ثابت هفتگی‌اش بود. با اینکه روز در تلاش بود، نماز شبش ترک نمی‌شد. عاشق زیارت عاشورا بود. نزدیکش که می‌شدی ذکر «یا زهرا» از لبش می‌شنیدی که یکریز بود و دم به دم.

 

نفس گرمی داشت و مداح اهل‌بیت(ع) و آنانی بود که به خاطر اهل‌بیت در خون سرخشان غوطه‌ور شده بودند. بعد از جنگ، دلش که به یاد رفقای شهیدش می‌گرفت، مراسم راه می‌انداخت و می‌خواند. اغلب هم شعرهای خودش را می‌خواند:

 

ای کاش شور جنگ در ما کم نمی‌شد
ای کاش رنگ شهر بازیم نمی داد !


ای کاش در دل ذره ای شور و نوا بود
احوال ما با حالت نی ها هم صدا بود

ای کاش شور جنگ در ما کم نمی شد
این نامرادی شیوه مردم نمی شد

ای کاش رنگ شهر بازی ام نمی داد
در جبهه یا زهرا (س) مرا بر باد می داد

امشب دل از یاد شهیدان تنگ دارم
حال و هوای لحظه های جنگ دارم

فرسنگ ها دورم ز وادی محبت
با یک دل خسته زنیش سنگ تهمت

مسموم شد ساقی و پیمانه شکسته
از بخت بد، درب شهادت گشته بسته

من ماندم و متن وصیت نامه پیر جماران
من ماندم و شرمندگی از روی یاران

من ماندم و شیطان و نفس و جنگ هایش
من ماندم و شهر و گناه و رنگ هایش

از زرق و برق شهر خود نیرنگ خوردم
آن معنویت های جنگ از یاد بردم

خود را به انواع گنه آلوده کردم
در راه ناحق کوششی بیهوده کردم

از دفتر دل نام الله پاک کردم
دل را به زیر کوه عصیان خاک کردم

اکنون پشیمان آمدم با این
یا رب نظر کن جرم و عصیانم ببخشا

 

قطعه شعری از شهید شیمیایی؛ سید مجتبی علمدار

گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»؛

شادی روح شهید ابراهیم هادی صلوات

افسران - شادی روح شهید ابراهیم هادی صلوات

شادی روح شهید ابراهیم هادی صلوات

دانلود مداحی کانال کمیل و شهید ابراهیم هادی

مداحی ابراهیم هادی

 

دانلود مداحی درباره کانال کمیل و شهید ابراهیم هادی

با نوای حمیدرضا خسروی

هیئت اباصالح المهدی

برای دانلود روی لینک زیر با ذکر یک صلوات کلیک کنید

صلوات

آهنگ پیشواز شهدا برای همراه اول

کد

نام

47113

شهدا بلند بشید

46769

شهدا

46662

شهدا

46640

به فدای شور شهدا

39530

یاد شهدا

39297

پیام شهدا

35978

شهدا

34109

شهدا

31660

عظمت ایران و شهدا

30383

شهدا شرمنده ایم

47007

شهید لب تشنه

46996

ای شهید سر جدا

46874

شهید

44163

ای مادر شهید

38450

شهید2

37632

یاد شهیدان

36145

رزمنده

34893

شهید

34719

شهیدان خدایی

34688

چه خوش

34022

تن محنت کشیده

34021

خریدار محبت

34020

هزاران غم به دل

34019

گلستان جای تو

34018

غمخوار دلم

34017

غم عشقت

34016

دوری از برم

34015

دلم دور است

34014

دلی نازک

34013

دلی دارم

34012

داد از این دل

34011

چه می خواهی

34010

بی تو اشکم

34009

بخوان نی

34008

به هر شاخه گلی بی

33780

سر در گریبون

33779

نگاه گرم تو

33778

میشکنی شیشه دلم

33777

خوشا دلی که

33776

هیچ مدارا نکنی

33775

دیده ما دریاست

33774

دل نازک مثال شیشه بی

33773

بیار باده

33772

با دلم وفا کن

33771

آه من دامنت بگیره

33715

تو را می خوام

33714

شتربانا (2)

33713

شتربانا (1)

33712

دل خونم ای دوست

33711

به فریادم

32793

طریق بندگی علی

32792

سایه از سرم برمدار

32791

جان من بستان

32790

در مدح علی (3)

32789

در مدح علی (2)

32788

در مدح علی (1)

32787

در مدح علی

32786

به علی اگر بری التجا

32785

بانگ آب

32784

علی علی

32783

اگررسدبه علی دلی

31294

شهید

31224

میخوام شهید شم

31220

کجائید ای شهیدان خدایی

30520

دعای ندبه کجاست خونخواه شهید کربلا

تصویری منتشرنشده از دوران نوجوانی شهید همت

این تصویر مربوط به دوران نوجوانی سردار شهید حاج‌محمدابراهیم همت است که آن روزها در شهرضای اصفهان زندگی می‌کرده است. خبرگزاری فارس افتخار دارد این تصویر را برای اولین بار در فضای مجازی منتشر می‌کند.

به گزارش گروه «حماسه و مقاومت» خبرگزاری فارس، شهید محمد ابراهیم همت به روز 12 فروردین 1334 ه.ش در شهرضا در خانواده ای مستضعف و متدین بدنیا آمد. محمد ابراهیم درسایه محبّت‌های پدر ومادر پاکدامن، وارسته و مهربانش دوران کودکی را پشت ‍سر گذاشت و بعد وارد مدرسه شد. در دوران تحصیلش از هوش واستعداد فوق‌العاده‍ای برخوردار بود و با موفقیت تمام دوران دبستان و دبیرستان را پشت سر گذاشت. هنگام فراغت از تحصیل بویژه در تعطیلات تابستانی با کار وتلاش فراوان مخارج شخصی خود را برای تحصیل بدست می‌آورد و از این راه به خانواده زحمتکش خود کمک قابل توجه ای می‌کرد. او با شور ونشاط و مهر و محبت و صمیمیتی که داشت به محیط گرم خانواده صفا و صمیمیت دیگری می بخشید.

اشتیاق محمد ابراهیم به قرآن و فراگیری آن باعث می‍شد که از مادرش با اصرار بخواهد که به او قرآن یاد بدهد و او را در حفظ سوره ها کمک کند. این علاقه تا حدی بود که از آغاز رفتن به دبیرستان توانست قرائت کتاب ‍آسمانی قرآن را کاملاً فرا گیرد و برخی از سوره‍ه ای کوچک را نیز حفظ کند.

سردار شهید حاج محمد ابراهیم همت در دوران نوجوانی

در سال 1352 مقطع دبیرستان را با موفقیت پشت سرگذاشت و پس از اخذ دیپلم با نمرات عالی در دانشسرای اصفهان به ادامه‍ تحصیل پرداخت. پس از دریافت مدرک تحصیلی به سربازی رفت. در لشکر توپخانه اصفهان مسؤولیت آشپزخانه به عهده او گذاشته شده بود.

امّا این دوسال برای شخصی چون ابراهیم چندان خالی از لطف هم نبود؛ زیرا در همین مدت توانست با برخی از جوانان روشنفکر و انقلابی مخالف رژیم ستم شاهی آشنا شود و به تعدادی از کتب ممنوعه (از نظر ساواک) دست یابد. مطالعه آن کتاب‍ها که مخفیانه و توسط برخی از دوستان، برایش فراهم می‍شد تأثیر عمیق و سازنده‍ای در روح و جان محمدابراهیم گذاشت و به روشنایی اندیشه و انتخاب راهش کمک شایانی کرد. مطالعه همان کتاب‍ها و برخورد و آشنایی با بعضی از دوستان، باعث شد که ابراهیم فعالیت‍ های خود را علیه رژیم ستمشاهی آغاز کند و به روشنگری مردم و افشای چهره طاغوت بپردازد.

پس از پایان دوران سربازی و بازگشت به زادگاهش شغل معلمی را برگزید. در روستاها مشغول تدریس شد و به تعلیم فرزندان این مرز و بوم همت گماشت. ابراهیم در این دوران نیز با تعدادی از روحانیون متعهد و انقلابی ارتباط پیدا کرد و در اثر مجالست با آنها با شخصیت حضرت امام (رحمت الله علیه) بیشتر آشنا شد. به دنبال این آشنایی و شناخت، سعی می‌کرد تا در محیط مدرسه و کلاس درس، دانش آموزان را با معارف اسلامی و اندیشه های انقلابی حضرت امام ( رحمت الله علیه ) و یارانش آشنا کند.

او در تشویق و ترغیب دانش آموزان به مطالعه و کسب بینش و آگاهی سعی وافری داشت و همین امور سبب شد که چندین نوبت از طرف ساواک به او اخطار شود. لیکن روح بزرگ و بی‍باک او به همه آن اخطارها بی اعتنا بود و هدف و راهش را بدون اندک تزلزلی پی می‍گرفت و از تربیت شاگردان خود لحظه‌‌ای غفلت نمی‍ورزید. با گسترش تدریجی انقلاب اسلامی، ابراهیم پرچمداری جوانان مبارز شهرضا را برعهده گرفت. پس از انتقال وی به شهرضا برای تدریس در مدارس شهر، ارتباطش با حوزه علمیه قم برقرار شد و بطور مستمر برای گرفتن رهنمود، ملاقات با روحانیون و دریافت اعلامیه و نوار به قم رفت وآمد می‍کرد.

سخنرانی‍های پرشور و آتشین او علیه رژیم که بدون مصلحت اندیشی انجام می‍شد، مأمورین رژیم را به تعقیب وی واداشته بود، به گونه ای که او شهربه شهر می‍گشت تا از دستگیری درامان باشد. نخست به شهر فیروزآباد رفت و مدتی در آنجا دست به تبلیغ و ارشاد مردم زد. پس از چندی به یاسوج رفت. موقعی که درصدد دستگیری وی برآمدند به دوگنبدان عزیمت کرد و سپس به اهواز رفت و در آنجا سکنی گزید. در این دوران اقشار مختلف در اعتراض به رژیم ستمشاهی و اعمال وحشیانه اش عکس العمل نشان می‍دادند و ابراهیم احساس کرد که برای سازماندهی تظاهرات باید به شهرضا برگردد.

بعد از بازگشت به شهر خود در کشاندن مردم به خیابان‍ها و انجام تظاهرات علیه رژیم، فعالیت و کوشش خود را افزایش داد تا اینکه در یکی از راهپیمایی‍های پرشورمردمی، قطعنامه مهمی که یکی از بندهای آن انحلال ساواک بود، توسط شهید همت قرائت شد. به دنبال آن فرمان ترور و اعدام ایشان توسط فرماندار نظامی اصفهان، سرلشکر معدوم «ناجی»، صادر گردید. مأموران رژیم در هرفرصتی در پی آن بودند که این فرزند شجاع و رشید اسلام را از پای درآورند، ولی او با تغییر لباس وقیافه، مبارزات ضد دولتی خود را دنبال می‍کرد تا اینکه انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی ( رحمت الله علیه )، به پیروزی رسید. بعد از پیروزی انقلاب با حضور در کارهای جهادی و از جمله عضویت در سپاه پاسداران برگ جدید از زندگی خود را ورق زد. حضور در سپاه پاوه، تشکیل تیپ 27 محمدرسول الله(ص) در کنارهمرزمانش حاج احمد متوسلیان و محمود شهبازی، فرماندهی سپاه 11 قدر و... از جمله فعالیت‌های این دلیر مرد است. در یک کلمه حاج همت محبوب قلوب همه بسیجی‌ها بود.

امر به معروف و نهی از منکر از نگاه شهید ابراهیم هادی

ابراهیم هادی

 

اگر صادقانه و با محبتی قلبی و دلسوزانه انجام نشه؛اگر مودبانه و از راه درستش و از طریق اهلش انجام نشه حتی اگر همه ی اینها باشه ولی با ظرافت خاصخودش انجام نشه،درست برعکسش نتیجه میده و میشه:
نهی از معروف و امربه منکر

براستی که " شهید ابراهیم هادی " یکی از ویژگی های بارزش امر به معروف و نهی از منکر صحیح و زیباش بوده مثل مولاشون آقا و امام_حسین(ع) که دست در دست هم میدن تا وضوی پیرمردی رو اصلاح کنند . . .
روش امر به معروف و نهی از منکر "ابراهیم" در نوع خود بسیار جالب بود.مثلاً اگر می‌خواست بگوید که کاری را نکن سعی می‌کرد غیر مستقیم باشد. مثلادلایل بد بودن آن کار از لحاظ پزشکی، اجتماعی و... را اشارهکند تا طرف مقابل خودش به نتیجه لازم برسد. آنگاه ازدستورات دین برای او دلیل می‌آورد. یکی از رفقای ابراهیم . . .

یکی از رفقای ابراهیم گرفتار چشم چرانی بود و مرتب به دنبال اعمال و رفتار غیر اخلاقی می‌گشت.چند نفر از دوستانش با داد زدن و قهرکردن نتوانسته بودند رفتار او را تغییردهند. در آن شرایط که کمتر کسی او را تحویل می‌گرفت، ابراهیم خیلیبا او گرم گرفته بود و حتی او را با خودش به زورخانه می‌آورد و جلویبچه ‌های دیگه خیلی به او احترام می‌گذاشت. مدتی بعد شروع کرد بااو صحبت کردن.ابتدا اون رو غیرتی کرد و گفت:"اگه کسی به دنبال مادر وخواهر تو راه بیفته و اونها رو اذیت بکنه چیکار می‌کنی؟" اون پسر با عصبانیت گفت: "چشماش رو در می‌یارم". ابراهیم خیلیآروم گفت:"خُب پسر، تو که برای ناموس خودت اینقدر غیرت داری چراهمون کار اشتباه رو انجام می‌دی" بعد ادامه داد: "ببین اگه قرارباشه هرکی به دنبال ناموس دیگری باشه که دیگر جامعه از هم می‌پاشه و سنگ روی سنگ بند نمی‌شه" بعد ابراهیم از حرام بودن نگاه به نامحرم حرف زد و کلی دلیل دیگه آورد و اون پسر تأیید می‌کرد. بعد هم گفت: "تصمیم خودت رو بگیر اگه می‌خوای با ما رفیق باشی باید این گناه رو ترک کنی. " برخورد خوب و دلائلی که ابراهیم برای او آورد باعث تغییر کلی در رفتارش شد و او را به یکی از بچه‌های خوب محل تبدیل کرد.این پسر نمونه‌ای از افراد بسیاری است که ابراهیم با برخورد خوب و
استدلال و صحبت کردن ‌های به موقع آنها را متحول کرده بود. نام این پسرهم اکنون بر روی یکی از کوچه‌های محله نقش بسته است.

مرگ بر اهریمنان، تا به ابد ذکر ماست…/ دانلود مداحی ضد آمریکایی میثم مطیعی

این نوحه دیشب در هیئت میثاق با شهدا، هیئت دانشگاه امام صادق خوانده شده است و مضامین معنوی ماه محرم را با موضوع روز جامعه ایران پیونده زده است.

 

 دانلود مداحی ضد آمریکایی میثم مطیعی

در میدان، می مانم، تا نفس آخرم
راهی راه حسین، همقدم رهبرم

کرده قیامت به پا، شور قیام حسین
کی رود از یاد ما، نام و مرام حسین

قافله عاشقان، راهی کرب و بلاست
مشعل راه خدا، خون شهیدان ماست

در میدان، می مانم، تا نفس آخرم
راهی راه حسین، همقدم رهبرم

بسته شریعه اگر، ابن زیاد زمان
گشته گلستان ما، آتش نمرودیان

کشتن آلاله ها، شیوه اهریمن است
این وطن اما پر از احمدی روشن است

در میدان، می مانم، تا نفس آخرم
راهی راه حسین، همقدم رهبرم

زآتش و خون آمده جان منامه به لب
شعله صهیون زده، در دل شام و حلب

مرگ بر اهریمنان، تا به ابد ذکر ماست
سوره توحید ما، درپی تبّت یداست

در میدان، می مانم، تا نفس آخرم
راهی راه حسین، همقدم رهبرم

شاعر: محمدمهدی سیار؛ میلاد عرفان‌پور

معرفی 26 کتاب به مناسبت نمایشگاه کتاب دفاع مقدس

کتاب‌هایی که هر ایرانی حداقل یکبار باید بخواند

قبل از تهيه فهرستي كه در ادامه خواهيد خواند، قصد داشتيم چند كتاب محدود را معرفي كنيم كه ليستمان جمع و جور شود و تهيه‌اش در اين اوضاع بازار كتاب سخت نباشد. اما راستش را بخواهيد همين كه شروع به كار كرديم و در ميان كتاب‌هاي خوب اين چند ساله گشت زديم، فهميديم كه اينكار چقدر سخت است.

به گزارش رجانیوز، واقعيت آن است كه در اين سالها بقدري كتاب خوب و خواندني در حوزه دفاع مقدس منتشر شده كه انتخاب ده يا حتي 20 عنوان كتاب از بين آنها كار ساده‌اي نيست. پس ما براي اينكه هم خيلي پا روي تصميمان نگذاريم و هم زيادي با دلمان لج نكنيم، دو كار انجام داديم.

اول اينكه رضايت داديم فهرست مذبور كمي طولاني‌تر شود؛ و دوم اينكه از ميان كتاب‌هايي كه حال و هوا يا قالب‌هاي مشابهي دارند دو سه مورد برتر را معرفي كرده و چند كتاب خوب ديگر را در ستون كتاب‌هاي جايگزين در كنار همان‌ها بياوريم.

اين نكته هم گفتني است كه چون قصد داشتيم بهترين كتاب‌هاي دفاع مقدس را معرفي كنيم به معروف بودن يا نبودن آنها توجه نكرده‌ايم و فقط خوب بودنشان را در نظر گرفته‌ايم. به همين دليل مثلا كتابي مثل «دا» هم كه براي همه آشناست در اين ليست وجود دارد. بنابراين اگر شما اين كتاب‌هاي معروف را خوانده‌ايد مي‌توانيد برويد سراغ كتابهاي جايگزين آنها. این را هم بگوییم که ترتیب قرار گرفتن کتاب‌ها در فهرست زیر چندان اهمیتی ندارد.

راستي يادمان رفت بنويسيم كه اصلاً تهيه اين فهرست به مناسبت برگزاري نمايشگاه كتاب دفاع مقدس است كه با تخفيف‌هاي مناسبش هر كتابخواني را وسوسه مي‌كند تا 13 آبان سري به مصلي تهران بزند.

ضمناً شما هم مي‌توانيد با نظر گذاشتن ذيل همين مطلب، اين فهرست را تكميل كرده و چاله چوله‌هايي كه به نظرتان مي‌رسد را پر كنيد.

عنوان كتاب

نويسنده

ناشر

كتب جايگزين يا توضيحات

1

جنگ دوست داشتني

سعيد تاجيك

سوره مهر

اين كتاب علاوه بر فضاي طنزش، حال و هواي داش مشتي‌هاي جبهه را هم روايت مي‌كند. براي آشنايي بيشتر با اين حال و هوا اين كتاب‌ها هم پيشنهاد مي‌شوند:

كوچه نقاش‌ها/سوره مهر

بچه تهرون/ كتاب دانشجويي

2

سفر به گراي 270 درجه

احمد دهقان

سوره مهر

يكي از بهترين رمان‌هاي حوزه دفاع مقدس

3

اينك شوكران 1

(شهيد مدق به روايت همسر شهيد)

مريم برادران

روايت فتح

سري كتاب‌هاي اينك شوكران روايت فتح همه خواندني هستند. از دستشان ندهيد.

4

سلام بر ابراهيم

...

گروه فرهنگي ابراهيم هادي

كلاً كتابهاي اين گروه خيلي خواندني هستند. از دستشان ندهيد. مخصوصاً دو كتاب «شاهرخ؛ حر انقلاب اسلامي» و «پنجاه سال عبادت» را.

5

مسيح كردستان

نصرت الله محمودزاده

ملك اعظم

يكي از بهترين نمونه‌هاي زندگينامه داستاني دفاع مقدس كه درباره شهيد بروجردي است هنوز هم خواندنش دلنشين است.

6

پرواز تا بي‌نهايت

علي اكبر

نشر آجا

زندگينامه داستاني شهيد بابايي كه هنوز هم خوب مي‌فروشد

7

روزهاي آخر

احمد دهقان

سوره مهر

براي خواندن كتابي درباره روزهاي آخر جنگ كتاب زير هم مناسب است، هرچند با كتاب احمد دهقان فضايي متفاوت دارد:

هفت روز آخر/ محمدرضا بايرامي/ سوره مهر

8

نورالدين پسر ايران

معصومه سپهري

سوره مهر

لشکر خوبان/ سوره مهر

بابا نظر/ سوره مهر

9

خاك‌هاي نرم كوشك

سعيد عاكف

ملك اعظم

حکایت زمستان/ سعید عاکف/ ملک اعظم

تپه جاويدي و راز اشلو/ اكبر صحرايي/ ملك اعظم

10

همپاي صاعقه

گلعلي بابايي/ حسين بهزاد

سوره مهر

اين كتاب از جمله كتاب‌هاي خوب در زمينه پژوهش لشكرهاي سپاه است.

ضربت متقابل/ سوره مهر

11

دا

سيده اعظم حسيني

سوره مهر

نامه‌هاي فهيمه/ سوره مهر

دختری کنار شط/ عبدالرضا سالمی نژاد / فاتحان

دختران اُ پي دي/ سوره مهر

دختر شينا/ سوره مهر

12

هشت سال اينگونه گذشت

جعفر شيرعلي نيا

سوره مهر

جمع و جور ترين و شايد تصويري‌ترين دايره المعارف دفاع مقدس كه خواندنش براي هر ايراني لازم است.

دايره المعارف دفاع مقدس/ صرير

روزشمار جنگ ايران و عراق/ مرکز اسناد و تحقیقات جنگ

13

از معراج برگشتگان

حميد داودآبادي

عماد

14

گردان قاطرچي‌ها

داود اميريان

كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان

فرزندان ايرانيم/ داود اميريان/ سوره مهر

دار و دست دارعلي/ اكبر صحرايي/ شاهد

تركش‌هاي ولگرد/ داود اميريان/ شاهد

15

نيمه پنهان ماه 1

(چمران به روايت همسر شهيد)

حبيبه جعفريان

روايت فتح

همه كتابهاي اين سري از منشورات روايت فتح خواندني هستند.

16

فرمانده من

جمعي از نويسندگان

سوره مهر

حماسه ياسين/ سیدمحمد انجوی نژاد/ سوره مهر

خداحافظ کرخه/ داود امیریان/ سوره مهر

17

جنایت‌های ما در خرمشهر

خاطرات افسران عراقی از جنگ خرمشهر

سوره مهر

از مجموعه خاطرات افسران اسير عراقي كه انتشارات سوره مهر چاپ كرده است حتماً حداقل يك عنوان را انتخاب كنيد و بخوانيد.

18

دو کبوتر دو پنجره یک پرواز

سيد مهدي شجاعي

محراب قلم

ضريح چشمهاي تو/ سيد مهدي شجاعي

19

ارميا

رضا اميرخاني

افق

شطرنج با ماشين قيامت/ حبيب احمدزاده/ سوره مهر

20

حرمان هور

عليرضا كمري

سوره مهر

دست نوشته‌هاي شهيد احمدرضا احمدي دانشجوی شهید رشته ÷زشکی را از دست ندهید

21

زمين سوخته

احمد محمود

معين

22

اشكانه

ابراهيم حسن بيگي

قدياني

يكي از عاشقانه‌ها با طعم دفاع مقدس. كتاب جايگزينش هم خواندني است.

عشق سالهاي جنگ/ حسين فتاحي/

23

قاصدك

علي موذني

سوره مهر

نه آبي نه خاكي/ علي موذني/ سوره مهر

ملاقات در شب آفتابي/ علي موذني/ سوره مهر

24

شب‌هاي قدر كربلاي 5

نصرت الله محمودزاده

عماد فردا

دسته يك/ اصغر كاظمي/ سوره مهر

25

پايي كه جاماند

سيد ناصر حسيني پور

سوره مهر

دايره المعارف اسارت/ مسعود ده نمكي/ نهاد کتابخانه‌های عمومی

26

پا به پای باران

مرتضی سرهنگی/ هدایت الله بهبودی

سوره مهر

خرمشهر؛ پایتخت جنگ/ سید قاسم یاحسنی / شاهد

منبع : رجا نیوز

شهدا شرمنده ایم

رزمنده ای گفت :

چند روز بعد از عملیات ، یک نفر رو دیدم که کاغذ و خودکار گرفته بود

دستش هر جا می رفت همراه خودش می برد..

از یکی پرسیدم: چشه این بچه؟

گفت: آرپی جی زن بوده

توی عملیات آنقدر آرپی جی زده که دیگه نمی شنوه

باید براش بنویسی تا بفهمه

گوشهایت را دادی تا ما چشم و گوشمان باز شود

چشم و گوشمان که باز نشد هیچ،بماند!

شرمنده ی ایثارت هستیم جوانمرد..

پروانه در چراغانی ( کتاب زندگانی شهید خرازی :: PDF )

افسران - پروانه در چراغانی ( کتاب زندگانی شهید خرازی :: PDF )

 

دوستان برای شما امروز کتابی در رابطه با زندگانی علمدار جبهه ها ، شهید حاج حسین خرازی (ره)معرفی میکنم و برای دانلود میذارم خود من هم امروز دانلود کردم و از امشب شروع به خوندنش میکنم ، امید وارم با حاج حسین بیشتر آشنا و دوست بشم و این آرزو رو برای شما هم میکنم ...
اللهـم ارزقنا توفیق الشهادت فی سبیلک به حق علمدار کربلا ...

دانلود کتاب ژروانه در چراغانی

با ذکر صلوات

 
 

به مناسبت هفته دفاع مقدس

جنگ عرصه ای خشن و نامهربان است که کمتر کسی را حتی به واژه آن متمایل می کند، اما دفاع مقدس ما با حضور انسان های خداباوری که با اعتقاد راهی جهاد شده بودند رنگی به خود گرفت که این رزم را از همه جنگ های دیگر متمایز می کرد. آدم هایی که در عین دلاوری با ظرافتی خاص و دقیق مایه آرامش و گرمی جمع خود بودند و به همه یاد دادند «به هم نخندیم بلکه با هم بخندیم.»



خاطراتی که خواهید خواند در متن جنگ اتفاق افتاده و خواندنش خالی از لطف نیست. روایت هایی کوتاه از لحظات شیرین و دلنشین رزمندگانی که سال ها برای دین و عزت و شرف خود جنگیدند و حتی یک وجب از خاک شان را به کسی ندادند.

سخت تر از کربلا


وقتی برای صبحگاه، صبح زود می‌بردنمان، بچه‌های شوخ این طوری می‌گفتند: «این که نمی‌شود، هم بجنگیم، هم شهید شویم و زخمی یا اسیر بشویم و هم در صبحگاه شرکت کنیم. حالا ما هیچی نمی‌گوییم شما هم هی سوء‌استفاده کنید بابا.... کربلا هر چه بود، صبحگاه نداشت!»


موتور سواری

فرمانده با شور و حرارت مشغول صحبت بود، وظایف را تقسیم می کرد و گروه ها یکی یکی توجیه می شدند. یک دفعه یادش آمد باید خبری را به قرارگاه برساند. سرش را چرخاند؛ پسر بچه ای بسیجی را توی جمع دید و گفت : «تو پاشو با اون موتور سریع برو عقب این پیغام رو بده.»

پسر بچه بلند شد. خواست بگوید موتور سواری بلد نیستم، ولی فرمانده آنقدر با ابهت گفته بود که نتوانست. دوید سمت موتور، دسته های موتور را توی دست گرفت و شروع کرد به دویدن. صدای خنده همه رزمنده ها بلند شده بود.


آخ کمرم!

خدا رحمت کند شهید اکبر جمهوری را، قبل از عملیات از او پرسیدم: در این لحظات آخر راستش را بگو چه آرزویی داری و از خدا چه می خواهی؟
پسر فوق العاده بذله گویی بود. گفت: با اخلاص بگویم؟
گفتم: با اخلاص.
گفت: از خدا 12 فرزند پسر می خواهم تا از آنها یک دسته عملیاتی درست کنم و خودم فرمانده دسته شان باشم. شب عملیات آنها را ببرم در میدان مین رها کنم بعد که همه یکی پس از دیگری شهید شدند بیایم پشت سیم های خاردار خط، دستم را بگیرم کمرم و بگویم: آخ کمرم شکست!

برگرفته از خبرگزاری دانشجو

در عالم رازی است........

افسران - در عالم رازی است.....

 

 

 

 
 
 
 
در عالم رازی است که به جز بهای خون فاش نمی شود.....
شهید آوینی

تا ابد مردترین باش و علمدار بمان

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

افسران - تا ابد مردترین باش و علمدار بمان

 
جاده مانده است و من و این سر باقی مانده
رمقی نیست در این پیکر باقی مانده

نخل ها بی سر و شط از گل و باران خالی
هیچ کس نیست در این سنگر باقی مانده

توئی آن آتش سوزنده ی خاموش شده
منم این سردی خاکستر باقی مانده

گرچه دست و دل و چشمم همه آوار شده است
باز شرمنده ام از این سر باقی مانده

روزو شب گرم عزاداری شب بوهاییم
من و این باغچه ی پرپر باقی مانده

شعر طولانی فریاد تو کوتاه شده است
در همین اسب و همین خنجر باقی مانده

پیش کش باد به یک رنگی ات ای پاک ترین
آخرین بیت در این دفتر باقی مانده

تا ابد مردترین باش و علمدار بمان
                       با توام ای یل نام آور باقی مانده                      

هفته دفاع مقدس گرامی باد

افسران - هفته دفاع مقدس

 
رهبر معظم انقلاب :
دفاع مقدس، جنگِ سرتاپا افتخار است؛ از همان روزی که رژیم صدام به تهران حمله کرد و فرودگاه را زد، و تا روزی که امام قطعنامه را قبول کردند و تا بعد از آنکه صدام دوباره حمله کرد و باز مردم مبارز و مجاهد ما ریختند و تمام صحرای این منطقه را پُر کردند و جوانان بسیجی از سرتاسر کشور که نمایش عجیبی نشان دادند و عراق را در این نوبت دوم، مجبور به عقب‌نشینی کردند، سرتاسر این دوران، دوران افتخار است.                      

شهادت هنر مردان خداست ...

اینان که امروز چنین بی صدا آرمیده اند،

روزی فریاد استقامتشان گوش جهان را کر کرده بود.

شهید،سرشار از بوی زندگی

افسران - شهید،سرشار از بوی زندگی

السلام علیک یا اَبا عَبْدِ اللّهِ یا جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ اَیُّهَا الصّادِقُ یَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلْقِهِ یا سَیِّدَنا وَمَوْلینا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِکَ اِلَی اللّهِ وَقَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا یا وَجیهاً عِنْدَ اللّهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ

دِلـَتــ که هوای بـ ـابـ ـا را بکند....

افسران - دِلـَتــ که هوای بـ ـابـ ـا را بکند....

 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
دِلـَتــ که هوای بـ ـابـ ـا را بکند
دیـگر نـه کـربـلا مـی خواهی نـه عـاشـورا
فقط چـشمانــــت خـرابـه شـام مـی بـیـند
و دخـتـری کـه آرام بـ ـابـ ـا را نـ ـاز مـی کـرد
 
راستی قرار نیســــت بیایی ؟
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

پیکرهای پاک و مطهر ۹۲ شهید هشت سال دفاع مقدس در معراج شهدای تهران

گزارش تصویری / ۹۲ شهید دفاع مقدس در معراج شهدا

گزارش تصویری / ۹۲ شهید دفاع مقدس در معراج شهدا

گزارش تصویری / ۹۲ شهید دفاع مقدس در معراج شهدا

گزارش تصویری / ۹۲ شهید دفاع مقدس در معراج شهدا

گزارش تصویری / ۹۲ شهید دفاع مقدس در معراج شهدا

 

وصیت حاج ابراهیم همت

خانه به دوشان

*وصیت نامه جانباز شهید سید مجتبی علمدار*

به دوستان و برادران عزیزم وصیت می کنم کاری نکنند که صدای غربت فرزند فاطمه را که همان ناله غریبانه فاطمه خواهد بود بگوش برسد. بر همه واجب است مطیع محض فرمایشات مقام معظم رهبری که همان ولی فقیه می باشد٬ باشند چون دشمنان اسلام کمر همت بسته اند تا ولایت را از ما بگیرند و شما همت کنید ٬متحد و یکدل باشید تا کمر دشمنان بشکند و ولایت باقی بماند .

*شادی روح شهدا صلوات*

هرچه گفتم صبرکن نشنید و رفت

هرچه گفتم صبرکن نشنید و رفت

برخیال خام من خندید و رفت

پنجه زد بر روی وجدانش زمان

یک سخن از مثنوی پرسید و رفت

شعله می زد در درونش آفتاب

در پی ایثار دل رقصید و رفت

من اسیر وسوسه او پرخروش

روی شهر غم زده بوسید و رفت

رمز شیدایی بلند آوازه شد

در دلش بوی خدا پیچید و رفت

چشم می گون شبش پرخاطره

خفتگان را دانه می پاشید و رفت

وصله کرد خود را به سقف آسمان

یک سبد شبنم زخون برچید و رفت

در سپیده دم به هنگام اذان

صوت لبیک خدا بشنید و رفت

 

 

 

بخش فرهنگ پایداری تبیان

معرفی کتاب "سلام بر ابراهیم"

«سلام بر ابراهیم» کاری است از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی که در قالب زندگینامه ای مختصر و 69 خاطره درباره شهید بزرگوار و مفقود الاثر «ابراهیم هادی» منتشر شده است

محفل رهروان شهدا

این نوشتار حاصل بیش از پنجاه مصاحبه از خانواده، یاران و دوستان آن شهید است که همگی نگارنده را در گردآوری این مجموعه ارزشمند یاری رساندند.(مقدمه کتاب) 

شهید هادی در یکم اردیبهشت ماه سال 36 دیده به جهان گشود و پس از بیست و هفت سال زندگی پر فراز و نشیب، در عملیات والفجر مقدمّاتی در منطقه فکه، بیست و دوم بهمن سال 61 به درجه رفیع شهادت نائل آمدند و همانطور که از خداوند می خواست، پیکر پاکش در کربلای فکه گمنام ماند.

محفل رهروان شهدا

 قسمتی پایانی کتاب:
سلام بر ابراهيم


وقتی تصميم گرفتيم کاری در مورد آقا ابراهیم انجام دهيم تمام تلاش خودمان را انجام داديم تا با كمك خدا بهترین کار انجام گيرد. هرچند كه ميدانيم اين مجموعه قطرهاي از درياي كمالات وبزرگواريهاي آقا ابراهيم را نيز ترسيم نكرده. اما در ابتدا از خدا تشكر كردم كه مرا با اين بنده پاك وخالص خودش آشنا نمود . وهمچنين خدا را شاكرم كه مرا براي اين كار انتخاب نمود . من در اين مدت تغييرات عجيبي را در زندگي خودم حس ميكردم.
بعد از نزديك به دو سال تلاش و شصت مصاحبه و چندين سفر كاري وچندين بار تنظیم متن، دوست داشتم نام مناسبی كه با روحیات ابراهیم هماهنگ باشد برای کتاب پیدا کنم. اول اسم آن را معجزه اذان انتخاب كردم. بعد از مدتي حاج حسين را ديدم وگفتم: "چه نامي را براي اين مجموعه پيشنهاد ميكنيد"
ايشان گفتند: "اذان" چون بسياري از بچههاي جنگ ابراهيم را به اذانهايش ميشناختند ، به آن اذانهای عجیبش".
يكي ديگر از بچههاي جنگ جمله شهيد ابراهيم حسامي را گفت: شهيد حسامي به ابراهيم ميگفت:"عارف پهلوان".
شب بود كه داشتم به اين موضوعات فكر ميكردم. قرآني كنار ميز بود كه توجهم به آن جلب شد. قرآن را برداشتم و در دلم گفتم: "خدايا، اين كار براي بنده صالح و گمنام تو بوده و ميخواهم در مورد نام اين مجموعه نظر قرآن را جويا شوم".
بعد ادامه دادم: "تا اينجاي كار همهاش لطف تو بوده، من نه ابراهيم را ديده بودم نه سن وسالم ميخورد كه به جبهه بروم. اما همه گونه محبت خود را شامل ما كردي تا اين مجموعه تهيه شد. خدايا من نه استخاره بلد هستم نه ميتوانم مفهوم آيات را درست برداشت كنم". بعد بسمالله گفتم و سوره حمد را خواندم. قرآن را باز كردم. آن را روي ميز گذاشتم، صفحهاي كه باز شده بود را با دقت نگاه كردم. با ديدن آيات بالاي صفحه مو بر بدنم راست شد. بياختيار اشك در چشمانم حلقه زد. در بالاي صفحه آيات 109 به بعد سوره صافات جلوهگري ميكرد كه ميفرمايد:

سلام بر ابراهيم
اينگونه نيكوكاران را جزا ميدهيم
به درستي كه او از بندگان مؤمن ما بود
عنوان: سلام بر ابراهیم
پدیدآور: گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی
نشر:تهران، انتشارات پیام آزادی، چاپ ششم،1389
قیمت:2800تومان