باشد چنين قرار بميرم براي تو

اي شاهِ سفره دار بميرم براي تو

 

آقا قبول كن حبيبِ شما شوم

بايد كه من دوبار بميرم براي تو

 

سرلشگران همگي اهل ِ مَنسَبَند

تنهايِ روزگار بميرم براي تو

 

آبِ خوش از گلوي تو پائين نرفته است

اي مَردِ غم سوار بميرم براي تو

 

"حتي نوادگان تو صاحب حرم شدند"

فرزندِ بي مزار بميرم براي تو